|
اصلاحیه! شعر متعلق به فروغ فرخزاد است. نه من! ..... این گربه روی آجرهای سست این دیوار تا 8/8/1388 خودش را به خواب می زند! * دیروز بعد از چیزی حدود 12 سال دلم برای بادبادک هوا کردن تنگ شد! * وهم سبز ... نمی توانستم، دیگر نمی توانستم صدای کوچه، صدای پرنده ها صدای گم شدن توپ های ماهوتی و های هوی گریزان کودکان و رقص بادکنک ها که چون حباب های کف صابون در انتهای ساقه ای از نخ صعود می کردند و باد، باد که گوئی در عمق گودترین لحظه های تیره ی همخوابگی نفس می زد حصار قلعه ی خاموش اعتماد مرا فشار می دادند و از شکاف های کهنه، دلم را به نام می خواندند: ... نمی توانستم دیگر نمی توانستم صدای پایم از انکار راه برمی خاست و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود و آن بهار، و آن وهم سبزرنگ که بر دریچه گذر داشت، با دلم می گفت «نگاه کن تو هیچگاه پیش نرفتی تو فرو رفتی.»
|
About![]()
تو مث وسوسه ی Archivesآبان 1388خرداد 1388 Links
آقای انصاری |